بدلیل وجود مشکلات زیادی که با بلاگفا داشتم از این محل نقل مکان میکنم به این آدرس:
www.2khtarampaniz.wordpress.com
البته خیلی دنگ و فنگ داره و تا جا بیفتم احتمالا کمی طول میکشه.
خوش باشید
بدلیل وجود مشکلات زیادی که با بلاگفا داشتم از این محل نقل مکان میکنم به این آدرس:
www.2khtarampaniz.wordpress.com
البته خیلی دنگ و فنگ داره و تا جا بیفتم احتمالا کمی طول میکشه.
خوش باشید
مشکل کجاست؟؟ اگر نمیتوانند سرویس درست بدهند ، اعلام کنند که ما هم تکلیف خودمان را روشن کنیم!!! اینجوری که اعصاب واسه آدم نمی مونه. هر موقع میام مطلب بذارم ، اینقدر اذیت میکنه که اصلا یادم میره چی میخواستم بنویسم.
الان ساعت ۳ شب به وقت ایران هست و باز هم قطعی داره!!!!! اگر نمیتونند جوابگوی مردم باشند اعلام کنند .
این آخرین پستی هست که من با این آدرس میزارم، مگر اینکه درست بشود.
خوش باشید
خوش باشید
دوستی در مورد کتابهایی که برای امتحان سی جی اف ان اس میشود استفاده کرد سوال کرده بودند. کتابها تحت عنوان سی جی اف ان اس و نوشته دکتر ناصری میباشد و قبلا در اموزشگاه اندیشه اساتید تدریس میکردند ( تقاطع باقرخان و ستارخان). عکس روی جلد کتابها که دو جلدی میباشد و به رنگهای آبی و زرشکی هستند در سایت کامپیوتر کوشش قرار دارد. کتابی هم که پس از ثبت نام برایتان ارسال میگردد نیز میتوان به عنوان مرجع استفاده کرد. فکر میکنم توضیحات کافی باشد.
خوش باشید
یک سفر ۴ روزه به لندن داشتم و مشاهدات خودم را مینویسم. البته ممکن هست نظرم با افرادی که قبلا لندن بودند و یا دیدند کمی متفاوت باشه که اون هم ناشی از دید افراد هست. حقیقتش من خیلی حس خارج بودن نداشتم ، اون هم به این دلیل هست که شهری که من ساکن هستم تعداد مهاجرینش به نسبه خیلی کم هست و چشم ما تو این مدت کاملا عادت کرده و لندن را به گونه ای دیگر دیدم.
لندن شهریست بزرگ ، شلوغ و آلوده (همانند تهران). جمعیت روز لندن ۱۱ میلیون نفر و جمعیت شب آن ۸ میلیون نفر هست ، با ترافیک سنگین. خیلی از افرادی که در لندن شاغل هستند ، در شهرهای اطراف زندگی میکنند. سیستم حمل و نقل لندن خیلی عالی هست. ۱۳ خط مترو در چندین طبقه در زیر زمین ، چندین خط قطار شهری ، اتوبوس و تاکسی. تقریبا جوابگو هست ولی همانند تهران دارای اتوبان نیست (غیر از کمربندی)، لذا خیلی شلوغ بنظر میاد. نکته جالب آن این هست که از تمام ملیتها در لندن ساکن هستند. آمار سیاه پوستها خیلی زیاد هست و انگلیسی اصیل خیلی به ندرت میتوانید ببینید. تماما مهاجرینی هستند که پدران و پدر بزرگانشان به انگلیس مهاجرت کرده اند و خودشان متولد انگلیس هستند. تا دلتان بخواهد عرب میبینید. همگی دارای کسب و کار و اکثرا سوپر دارند. در یکی از بانکها کاری داشتم و بعد از کلی صحبت کردن ، متوجه شدم که طرف ایرانی هست. دیگه خودتان حدس بزنید که چه خبر هست. اتوبوسها اکثرا ۲ طبقه و قرمز رنگ و تاکسیها هم اکثرا مشکی ( مثل ماشین شرلوک هولمز) ، تاکسیها طرح قدیمی ولی موتور جدید دارند (در نوع خودش خیلی جالب بود). رودخانه تایمز شهر لندن را به دو قسمت تقسیم کرده و خود رودخانه نیز خیلی قشنگ هست.اکثر رانندگان مترو و اتوبوس ، سیاه پوست هستند و علیرغم اینکه شنیده بودم که انگلیسیها خیلی نژاد پرست هستند ، فکر نمی کنم اینجوری باشه و یا من چیزی ندیدم.چند تا عکس گرفتم ولی متاسفانه چون بلد نیستم که چطوری تو یک پست بذارم ، باید صبر کنم تا روش عکس گذاشتن را یاد بگیرم و بعد در یک پست جداگانه عکسها را پابلیش کنم. (دوستانی که با تجربه تر هستند ممنون میشم که آموزش بدهند). شهر لندن دارای ۴ فرودگاه هست. فرودگاه هیثرو لندن بزرگترین و شلوغترین فرودگاه دنیا محسوب میشود و شما هر زمان به آسمان لندن نگاه کنید ، ۳ فروند هواپیما را در یک مسیر میبینید که برای فرود آماده میشوند. هر ۲۰-۳۰ ثانیه یک هواپیما در فرودگاه میشیند یا پرواز میکند!!! در قسمت جنوب غربی لندن یه باغ گل هست بنام کیو گاردن که در نوع خود زیبا و جالب میباشد. وجود افراد با نژاد و ملیتهای گوناگون باعث شده که هیچ وقت آدم احساس دلتنگی نکند. در شهر لندن عرب با روبنده هم میشه مشاهده کرد و اروپایی با تاپ و شلوارک هم میشه دید. مترو یا بقول خودشان آندرگراند لندن جزو قدیمیترین خطوط راه آهن زیر زمینی دنیا محسوب میشود و به همین دلیل خیلی مدرن نیست و مترو تهران به مراتب مدرن تر میباشد ، اما تهران ۲ خط دارد و لندن ۱۳ خط. کل شهر لندن تحت پوشش مترو میباشد. هزینهها در لندن خیلی بالاست. خصوصا کرایه حمل و نقل. اجاره یک اتاق با آشپزخانه و دستشویی بسیار کوچک ماهیانه حداقل ۶۵۰ پوند میباشد. قیمت اجناس در کل بریتانیا ثابت میباشد و فقط کرایه سفر شهری و منزل در لندن خیلی بالاست. به عنوان مثال در یک ایستگاه قطار شهری ، یه ترن اکسپرس به یکی از فرودگاه ها هر یک ربع حرکت دارد که طول مسیر با ۲ توقف کوتاه ۴۵ دقیقه طول میکشد و کرایه هر نفر ۱۹ پوند میباشد !!!
ولی احساس من میگفت که مردم ساکن در لندن خیلی خوشحال نیستند ، چون همه در حال دوندگی بودند و راه رفتنشان با لبخند نبود (بر عکس آن چیزی که من قبلا دیده بودم در تعدادی از شهرهای بریتانیا).
خوب فکر میکنم اون چیزهایی که دیده بودم را نوشتم ، ولی خیلی دارای نظم نیست که باید ببخشید. اگر چیز دیگری یادم آمد خواهم نوشت و اگر سوالی داشتید ، اگر بتونم خوشحال میشم که جواب بدم.
خوش باشید
البته خیلی عصبانی بودم و شاید زیاده روی کرده باشم ولی واقعا سیستم مسخره ای دارند.
مزخرفترین ، تهوع آورترین و بدترین سیستم مهاجرت را بریتانیا داراست.
مدارکمان را برای تمدید ویزا ۳.۵ ماه پیش به اداره مهاجرت بریتانیا فرستادیم و تا الان هیچ خبری نشده و به قدری عصبانی و ناراحت هستم که حد و حساب ندارد. اینجا همه چیزش خوبه ، اما وقتی کار آدم به اداره مهاجرت بریتانیا میکشه ، بلایی به سر آدم میارند که تمام خوشیهای یکسال گذشته از دماغ آدم به یکباره بیرون میاد. من واقعا برای ملکه الیزابت متاسفم که همچین سیستمی را مدیریت میکنه که نمونه اش در هیچ جای دنیا قابل مشاهده نیست. در این مدت که مدارک و پاسپورتهای ما در اداره مهاجرت بریتانیا هست ، کلی به من ضرر زده اند و در حال تنظیم شکایتی هستم و خواهم فرستاد برای چندین مرکز . به چند دلیل:
۱- انگلیسیها خیلی افاده ای هستند و فکر میکنند که آسمان سوراخ شده و اونها افتادند زمین ، میخواهم بهشون نشون بدم که اون سوراخ مال آسمان نیست ، مال سیستم خودتون هست.
۲- چندین کشور ، جزو مستعمرههای بریتانیا هستند که سیستمی دارند به مراتب روان تر و زیبا تر از بریتانیا. بروند نگاه کنند و یاد بگیرند.
این دفعه آخر هست که ویزایم را اینجا تمدید میکنم. میرم تو کار یک کشور دیگه که علاوه بر اینکه به افرادی که در آن کشور اقامت دارند احترام میگذارند ، از شعور بالایی هم برخوردار باشند.
دارم منفجر میشم و بیشتر از این نمیتونم بنویسم.
خوش باشید
دوستان سلام
من برگشتم. چند روز تعطیلات رفته بودیم لندن. جای همه خالی. تو پست بعدی کمی در مورد لندن میخوام بنویسم ، چون چیزهایی دیدم که خیلی از دید خودم جالب بود. نمیدونم برای شما جذابیتی داره یا نه؟
فقط اومدم اعلام ورود کنم.
خوش باشید
چند روز نیستم و احتمالا به کامپیوتر هم دسترسی ندارم.
تا بعد
خوش باشید
به یک مورد خیلی جالب برخورد کردم که هم تعجب برانگیز هست و هم افسوس خوردم. با توجه به مشکلات اقتصادی و بحران مالی جاری ، به دلیل اینکه قدرت خرید مردم نسبتا پائین آمده ، بعضی از کالجها و دانشگاهها شهریه تحصیلی خود را برای سال تحصیلی ۲۰۰۹ - ۲۰۱۰ سی درصد کاهش داده اند. باورش کمی سخته اما واقعیت داره. ۳۰% کاهش مبلغ کمی نیست!!!!!
خوب خوشا به سعادتشان که تمام ادارات و مراکز دولتی و خصوصی تمام تلاششان را میکنند تا مردمشان در رفاه باشند. بیخود نیست که اینقدر خوشند و مدام در حال لبخند زدن هستند. همین مسائل باعث میشه. خدا قسمت ما هم بکنه.
خوش باشید
قوانین راهنمائی و رانندگی در خارج از کشور کاملا با اون چیزی که ما در ایران دیدیم متفاوت هست و آشنا نبودن با قوانین بعضا باعث بروز مشکلاتی نیز برای ایرانیها میگردد. مشاهدات خودم را اینجا مینویسم و قیاس آن با خودتان.
۱- در بریتانیا و چند کشور دیگر مثل تایلند ، استرالیا ، پاکستان و ..... ، فرمان ماشین سمت راست هست و طبعا همه چیز عکس کشورهایی مثل ایران هست.
۲-حضور پلیس راهنمائی و رانندگی در میادین و چهار راهها کاملا بیمورد هست ، بدلیل اینکه تمامی رانندگان خود را ملزم به رعایت قانون میدانند و احتیاجی به زور نیست ، لذا پلیس راهنمائی و رانندگی من تا الان ندیدم.
۳-زمانی که چراغ برای خودروها قرمز میشود در پشت خط عابر پیاده توقف میکنند و تحت هیچ شرائطی چراغ قرمز را رد نمیکنند حتی نصف شب.
۴-حق تقدم تحت هر شرائطی با عابر پیاده هست ، البته بسیار به ندرت پیش میاد که عابر پیاده از محلی غیر از خط عابر پیاده عبور کند ولی اگر همچین صحنه ای راننده خودرو ببیند بلافاصله سرعت خود را کم کرده و حتی در وسط خیابان توقف میکنند.
۵-زمانی که راننده ای در ورودی یک خیابان توقف کرده باشد و در حال سوال کردن یا پیدا کردن یک آدرس و یا حتی در حال تماشای اطراف باشد و اتومبیلی پشت سر آن بوده و بخواهد وارد آن خیابان گردد ، تحت هیچ شرائطی از بوق استفاده نمیکند ، حتی اگر ترافیک شده باشد. بوق ماشین یک وسیله کاملا تزیینی محسوب میشود.
۶- کلیه سرنشینان خودرو از کمر بند استفاده میکنند و این عمل قبل از حرکت خودرو انجام میشود نه در حین رانندگی.
۷- کشیدن سیگار در داخل تاکسی ، بدلیل اینکه یک وسیله عمومی محسوب میشود ممنوع است ، حتی خود راننده هم اجازه سیگار کشیدن در خودروی خود زمانی که تنها هست را هم ندارد.
۸- زمانی که یک خودرو به میدان نزدیک میشود سرعت خود را کم کرده و قبل از میدان کاملا توقف کرده و هر زمان که خودروهایی که در میدان هستند تخلیه شدند ، آن خودرو اجازه حرکت دارد.
۹-عابرین پیاده از محل مخصوص به خود تردد میکنند و با فشار دادن دکمه ای چراغ را برای خود سبز و برای خودروها قرمز میکنند.
۱۰- زمانی که چراغ قرمز هست و قبل از سبز شدن برای چند ثانیه چراغ زرد میشود تا رانندگان آمادگی لازم را برای حرکت داشته باشند.
۱۱- زمانی که چراغ زرد شود کلیه خودروها توقف میکنند و تحت هیچ شرائطی به سرعت خود در این موقع اضافه نمیکنند تا قبل از قرمز شدن تقاطع را رد نمایند.
۱۲-هر خودرو با خودرو جلو خود حداقل به اندازه یک خودرو فاصله میگیرد و هنگامی که در پشت چراغ قرمز هم توقف میکنند ، باز هم فاصله خود را حفظ میکنند.این فاصله در جادههای برون شهری به مراتب بیشتر است.
۱۳- مسافت ۱۲۰ کیلومتری بین دو شهر در مدت دو ساعت طی میشود. خودتان حدس بزنید که سرعت مجاز چقدر هست.
۱۴- مردم بریتانیا دو کار را زیاد انجام میدهند ، یکی آدامس جویدن و دیگری تف کردن . ولی هیچ کس از داخل ماشین به بیرون تف نمیکند.
فکر میکنم همین دلائل هست که باعث شده ، در ۱۵ ماه گذشته ، هیچ مورد تصادف ندیده ام.
خوش باشید
یکی از مواردی که شدیدا توجه من را به خودش جلب کرد ، صنعت بسته بندی اینجا میباشد. کلیه اجناس خوراکی بسته بندی شده عرضه میشوند و خیلی خیلی بندرت میتوانید جنسی را ببینید که بسته بندی نشده باشد. هر کالایی دارای تاریخ تولید و تاریخ مصرف بوده و در صورتی که تاریخ مصرف آن سر آید و هنوز خریداری نشده باشد ، در روز آخر تاریخ اعتبار قیمت آن به یک چهارم قیمت هم تنزل خواهد یافت. بعضا مواردی پیش میاید که کالا بر اثر حمل و نقل آسیب دیده و بسته بندی آن ایراد پیدا کرده - به عنوان مثل قوطی کنسرو غر شده - بدون توجه به تاریخ مصرف آن ، قیمت تا نصف تنزل پیدا میکند. نان ، گوشت ، مرغ ، میوه ، سبزیجات و کلا همه اقلام خوراکی بصورت بسته بندی در فروشگاهها به مشتریان عرضه میشوند. نکته جالب توجه آن ، اینست که ، به غیر از مواردی که بر اثر حمل و نقل ، بسته بندی آسیب دیده و بصورت ویژه فروخته میشود ، بسته بندی اجناس هیچ آسیبی نمی بیند. یعنی وقتی جنسی را خریداری می نمایید تا زمانی که به منزل میرسید ، بسته بندی آن هیچ تغییری نمیکند و مثل روز اولش هست و در عین حال ، در زمان مصرف ، به راحتی میتوانید جنس مربوطه را از بسته خود خارج کنید. اوایل با دیدن شیوه بسته بندی اجناس ، فکر میکردم برای باز کردن آن ، باید کلی وقت و نیرو صرف کرد تا جنس را از بسته خود خارج کنم ولی واقعیت چیز دیگری بود. از نظر من صنعت بسته بندی شان ، فوق العاده است.
خوش باشید
قبل از انتخابات میخواستم این مطلب رو بنویسم که شدیدا در گیر بودم. بعد از انتخابات هم که این حوادث پیش اومد و اگر مینوشتم شاید جنبه سیاسی پیدا میکرد و بیخیال شدم تا الان که ظاهراً اوضاع آرام شده است.
۲ سال پیش سفری داشتم به پاکستان ، به محض اینکه وارد شدیم ، تا چشم کار میکرد مامور پلیس بود که کاملا مسلح هم بودند. خارج از فرودگاه ، پلیس و ارتش سنگر بندی کرده بودند و یکنفر هم با تیربار اون تو بود. در سر تا سر شهر کلی سنگر با مامور و مسلسل مشاهده میکردیم. به ما هم توصیه میکردند که به هیچوجه تنها بیرون نرویم. یک هفته که ما اونجا بودیم ، ۲ تا ماشین با ۸ نفر آدم مسلح ما را اسکورت میکردند. کمی هم جو ما را گرفته بود و ترسیده بودیم. خلاصه به هر جان کندنی بود این یک هفته سر اومد و برگشتیم.
در بریتانیا شما امکان نداره به طور واضح پلیس ببینید. پلیس مدام در حل گشتزنی هست در سطح شهر ولی با ماشین شخصی (البته با یونیفرم هستند و مسلح) ولی شلوغش نمیکنند. پلیس راهنمائی و رانندگی هم که مثل اینکه اصلا ندارند ، چون من تا الان چیزی ندیدم ( این هم یک پست جداگانه میخواد که احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی به چه صورت هست). البته مواردی شده که پلیس گشت و بازرسی راه بندازه ، ولی خیلی به ندرت.
با توجه به مشاهدات خودم از این ۲ کشور میشه نتیجه گرفت که کشورهایی که نیروی نظامیشون در خیابان ولو و در حال نشان دادن چنگ و دندان به ملت هست و فضای رعب و وحشت ایجاد کرده اند ، کشورهایی هستند که مشکل دارند و هیچ گونه ثباتی ندارند. شما اگر ساعتها در خیابان باشید و قدم بزنید ، امکان نداره که نیروی پلیس ببینید. با همهٔ این حرفها ، از لحاظ امنیت هم بسیار عالی هست و هیچ گونه نا امنی من ندیدم. ساعت ۲ یا ۳ شب هم اگر یک خانوم تنها بیرون باشه ( خیلی ها ساعت ۱ شب کارشان تمام میشه ) هیچ کس به خودش اجازه نمیده که مزاحم این خانوم بشه. ولی در پاکستان ، با وجود اون همه نیروی نظامی باز هم ما میترسیدیم و نگران بودیم. من به این نتیجه رسیدم که امنیت اجتماعی فراهم کردن به این نیست که نیروی نظامی در خیابان باشه و خود نمایی کنه تا مردم بترسند و خلاف نکنند. کشورهای مشکل دار ، نیروی نظامی و پلیس شان در خیابان ولو هست.
خوش باشید