به همراه نامه‌ای که از استرالیا اومده بود یه لیست هم فرستاده بودن که مشخصات تعدادی بیمارستان و دانشگاه برای گذراندن دوره بود. با همشون تماس گرفتم ، بیمارستانها که گفتن ما برای سال آینده (۲۰۰۷) سهمیه نداریم و بعضی‌ از دانشگاه‌ها هم گفتن که دوره را برگزار نمیکنند. فقط ۲ تا دانشگاه جواب مثبت دادن ، که گفتن شهریه اش برای ۱ سال می‌شه ۱۲۰۰۰ دلار !!!! خوب یعنی‌ هیچی‌!!! پرونده رو خوابوندم تو آب نمک تا بعد ببینم چی‌ می‌شه.

یکی‌ از دوستان گفت چرا نمیرید امریکا؟؟؟!!! امریکا؟!! خوب اگه بشه بریم که خیلی‌ عالیه. گفت چرا  ، می‌شه ، یه بررسی‌ بکن. خوب به لطف گوگل افتادم تو کار امریکا. کلی‌ سرچ کردم و تونستم چند تا بیمارستان رو پیدا کنم و براشون ایمیل زدم با رزومه. با یکیشون هم تلفنی صحبت کردیم ، اونجا بود که پرسیدن که شما سی‌ جی اف ان اس دارید؟؟ و ما تازه فهمیدیم که دوباره اول یه پروژه جدید هستیم!!!

خوب باشه  ، افتادم تو کار سی جی اف ان اس ، کلی‌ تو گوگل بالا پائین رفتم تا بالاخره فهمیدم که یه آموزشگاه هست که دوره را برگزار می‌کنه برای امتحان. رفتم سراغشون و ثبت نام کردم ،  کتاب و جزوات رو هم گرفتم. همسر محترمه دوباره افتاد تو کار درس خوندن ، گفتن که مجری ثبت نام این امتحان هم شرکت کوشش کامپیوتر هست و رفتم اونجا هم برای امتحان که در ایران برگزار نمی‌شد ثبت نام کردم ، البته بماند که کلی‌ مدارک نیاز بود و باید از طریق دانشگاه می فرستادیم امریکا و بخاطر اشتباه دانشگاه ۲ بار مدارکم برگشت خورد تا بالاخره با تمام اصلاحات قبول کردن ( هر نوبت هم با دی اچ ال میفرستادم و کلی‌ هزینه!!). با توجه به نزدیک شدن به تاریخ امتحان شرکت کوشش کامپیوتر هم مقدمات سفر  به تایلند رو برای ما فراهم کرد ( ما برای تایلند ثبت نام کرده بودیم ). خوب عازم سفر شدیم به بانکوک و پاتایا برای یک هفته ، چون تابستون بود من و دخترم هم همسر را همراهی کردیم. ۴ هفته بعد از امتحان ، جواب رو دادن ، قبول شده بود. خوب خیلی‌ خوب بود ، قبلا آیلتس رو هم که میخواستن براشون فرستاده بودم ، مدرکش صادر شد و رسید بدستمون. مدرک که رسید اقدام کردم واسه ویزا اسکرین ( مدرکی‌ که مجوز کار و اقامت در امریکا هست و سفارت نیاز داره تا ویزا صادر کنه - ضمنا قرار بود که مستقیما بهمون گرین کارت بدن طبق قانون خودشون). ویزا اسکرین هم صادر شد ولی‌ گفتن به آدرس ایران نمی فرستیم ، منم آدرس یکی از فامیل ها رو دادم که قرار بود بیاد ایران ، تا برامون بیاره. خوب حالا اول در به دری بود ، باید یه کارفرما پیدا می‌کردم که مارو اسپانسر کنه ، اگر میشد که ۶ ماهه گرین کارت تو دستمون بود ، دوستانی بودن که آشنا داشتن و کاراشون ردیف شد و رفتن اما من دوباره افتادم به جون گوگل. برای کلی‌ بیمارستان و آژانس‌ها نامه زدم و کپی‌ مدارک رو هم براشون فرستادم ، همشون به به و چه چه میکردن ، اما میگفتن الان ما نیاز نداریم ( اول بحران اقتصادی بود) ، البته چند تا شون هم قرار گذاشتن که تلفنی مصاحبه کنن ، سر ساعت زنگ میزدن و صحبت میکردن. یه چند تاشون گفتن که چون در ایران اقامت دارید ما نمیتونیم براتون کاری کنیم ، چون خیلی‌ طول میکشه ، اگر اقامت کشور دیگری رو داشته باشید ما راحت تر میتونیم براتون اقدام کنیم. خوب یعنی‌ چی‌؟؟؟ یعنی‌ هیچی‌!!!

چند تا شون هم گفتن شما مرحله اول مصاحبه قبول شدی ولی‌ باید مرحله دوم را رو در رو ببینیمتون. یجوری میگفتن که انگار ما ایالت بغلیه هستیم. یک شرکت ایمیل زد و گفت می‌خوام قرار مصاحبه براتون بذارم لندن ، میتونی‌ بیایید؟ مدیران بیمارستان خواهند آمد. رفتم آژانس که ببینم می‌شه تور جور کرد واسه لندن ( ما که پاکار بودیم )، آژانس گفت هتل و بلیت با ما ویزا با خودتون ، چون ویزای‌ انگلیس سخته گرفتنش ، فکر میکرد که من منگلم و نمیتونم هتل و بلیط خودم بگیرم!!!

خوب نتیجه گیری این بود که اگر میخواهیم بریم امریکا ، باید تو یه کشور دیگه اقامت داشته باشیم تا اونجا با ما راحت تر مصاحبه کنن ، حالا امارت یا کویت یا بریتانیا.

ما هم بریتانیا رو انتخاب کردیم.

خوش باشید 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:10 قبل از ظهر |